كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
694
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
وَ لَقَدْ قالَ به درستى كه گفت لَهُمْ هارُونُ مِنْ قَبْلُ مر ايشان را هارون ع پيش از آمدن موسى ع از روى مواعظ كه يا قَوْمِ اى گروه من إِنَّما فُتِنْتُمْ جزين نيست كه مبتلا شدهايد بِهِ به گوساله يعنى به پرستيدن او وَ إِنَّ رَبَّكُمُ الرَّحْمنُ و به درستى كه آفريدگار شما خداى بسيار بخشائشست فَاتَّبِعُونِي پس پيروى كنيد مرا در عبادت او وَ أَطِيعُوا و گردن نهيد أَمْرِي فرمان مرا و بر دين ثابت باشيد قالُوا لَنْ نَبْرَحَ گفتند ما پيوسته باشيم عَلَيْهِ بر پرستش گوساله عاكِفِينَ مجاوران و مقيمان حَتَّى يَرْجِعَ تا وقتى كه بازگردد إِلَيْنا مُوسى بسوى ما موسى ع از طور و ببينم كه او پرستش مىكند يا نى و آنچه سامرى گفت كه اين خداى موسى ع است راست گفت يا نى پس چون موسى ع باز آمد اوّل با قوم عتاب نمود چنانچه گذشت آنگه روى به برادر آورد از غايت غضب موى پيشانى او به دستى و محاسن بدست ديگر گرفته سوى خودش كشيد و از روى عتاب قالَ يا هارُونُ گفت اى هارون ما مَنَعَكَ چه چيز بازداشت ترا إِذْ رَأَيْتَهُمْ ضَلُّوا چون ديدى تو كه ايشان گمراه شدند أَلَّا تَتَّبِعَنِ از آنكه متابعت من كنى در غضب براى خدا و حمايت دين يا از آنكه از پى من درآيى و خود را به من رسانى أَ فَعَصَيْتَ أَمْرِي آيا سر كشيدى از امر من قالَ گفت هارون از روى استعطاف يَا بْنَ أُمَّ اى پسر مادر من اگرچه برادر مادرى و پدرى بود اما ذكر مادر كرده براى رقت دل موسى و به ملايمت گفت لا تَأْخُذْ فرا مگير بِلِحْيَتِي محاسن مرا وَ لا بِرَأْسِي و نه موسى سر إِنِّي خَشِيتُ به درستى كه من ترسيدم اگر مقاتله كنم با ايشان يا ايشان را بگذارم و از پى تو آيم أَنْ تَقُولَ آن را كه تو گوئى فَرَّقْتَ بَيْنَ بَنِي إِسْرائِيلَ تو جدائى انداختى ميان بنى اسرائيل وَ لَمْ تَرْقُبْ و نه نگاه داشتى قَوْلِي سخن مرا كه گفته بودم و اصلح امرى و حضرت موسى ع بوقت رفتن بطور هارون ع را گفته بود اخلفنى فى قومى و اصلح چه اصلاح نگاهداشت جماعت است و مدارا با ايشان موسى ع اين عذر را مسلم داشت و روى به سامرى آورد قالَ فَما خَطْبُكَ يا سامِرِيُّ گفت چيست اين كار عظيم تو اى سامرى يعنى اين چيست كه كردى قالَ بَصُرْتُ گفت سامرى كه بينا شدم بِما لَمْ يَبْصُرُوا به آن چيزى كه بينا نهبودند بنى اسرائيل بِهِ به آن چيز يعنى جبرئيل را ديدم و بشناختم فَقَبَضْتُ پس فراگرفتم قَبْضَةً مشتى خاك مِنْ أَثَرِ الرَّسُولِ از نشان سم اسپ رسول يعنى جبرائيل مراد آنست كه خاك زير سم اسپ وى گرفتم و با خود داشتم چون گوساله را از قالب بيرون آوردم فَنَبَذْتُها پس درافكندم آن را درون گوساله تا زنده شد و به آواز آمده وَ كَذلِكَ و همچنين كه گفتم سَوَّلَتْ بياراست لِي براى من و در نظر من نيكو آورد اين كار نَفْسِي نفس من در لباب مذكورست كه موسى ع قصد قتل سامرى كرد و از حق سبحانه وحى آمد كه او را مكش كه صفت سخاوت برو غالب است و چون از سخاى او خلق را منفعت بوده حيات ازو باز نتوان داشت سرّ و امّا ينفع الناس فيمكث فى الارض اينجا ظاهر مىشود نظم هر نهالى كه برگ دارد و بر * باد ز آب حيات تازه و تر و آنچه بىميوه باشد و سايه * به كه گردد تنور را مايه .